کد خبر: 3622 | تاریخ : ۱۳۹۷/۹/۲۳ - 21:54

هیچ‌گاه شُل نمی کند پس صبر نکنید

من متولد سال 75 هستم، اما از سال 76 تمام خاطراتم را به یاد دارم. طوری که گاهی از به یاد آوردن آن ها خجالت می‌کشم، اما خب یادم است دیگر، چه کنم!

من در خانواده‌ای فقیر چشم به جهان گشودم و در دوران کودکی سختی بسیاری کشیدم اما از الان بگویم که آخرش هم هیچی نشدم. پدرم دو سال قبل از من و دو سال بعد از من، بسیار تلاش کرد و کار کرد تا بتواند یک وانت بخرد. وقتی موفق به خرید وانت شد، سه تا پسر داشت که بزرگ‌ترین آن‌ها من بودم. آن زمان‌ها آنقدر با داشتن وانت خوشحال بودیم، که نمی فهمیدیم بی کلاسی یعنی چه. تابستان ها سر اینکه کدام‌مان برویم پشت وانت دعوا می‌کردیم و زمستان‌ها سر اینکه کدام‌مان از در سمت راننده سوار شویم و کنار پدر، روی دستی بنشینیم.

خیلی خوشحال بودیم تا اینکه کم کم متوجه شدیم بچه‌های محل به‌خاطر نحوه سوار وانت شدن، مسخره مان می‌کنند. پدرهم متوجه این قضیه شده بود. این شد که از سال 80، تا یک سال بعد از سال 84 تلاش کرد و با هفت میلیون تومانی که پس‌انداز کرده بود، توانست یک پراید بخرد.

ما بازهم خیلی خوشحال بودیم تا اینکه دوباره کم کم متوجه شدیم بچه‌های محل به خاطر پراید سوار شدن‌مان مسخره‌مان نمی‌کنند. آن‌ها بیشتر نگران سلامتی‌مان بودند. هربار که می‌خواستیم به سفر برویم، همگی جمع می‌شدند و خداحافظی تلخی با ما می‌کردند. این شد که پدر باز هم به فکر فرو رفت. یک روز صبح از دستشویی بیرون آمد و گفت: این‌جوری نمی‌شه، باید پولامونو جمع کنیم یه ماشین درست و حسابی بخریم.

پدر و ما سه برادر، از یک سال بعد از سال 87، تا سال 92 خیلی سخت کار کردیم و خیلی کم خوردیم تا بعد از چهارسال توانستیم 20 میلیون جمع کنیم.

پدر را به بنگاه ماشین فرستادیم. وقتی برگشت گفت: ماشین کشیده بالا، باید صبر کنیم تا شُل کنه.

راستش ما خیلی صبر کردیم ولی هرچه بیشتر صبر می کردیم کمتر شُل می‌کرد. هرچه بیشتر جمع می‌کردیم، بیشتر می‌کشید بالا. از یک جایی به بعد دیگر نه ما می‌توانستیم جمع کنیم، نه ماشین می‌توانست بکشد بالاتر. 20 میلیون را گذاشتیم در یکی از موسسه‌های اعتباری که سود خوبی می‌داد، تا وقتی ماشین شل کرد بتوانیم یکی بخریم. موسسه مالی بعد از 6 ماه ورشکست شد. بعد از چهار سال که پول‌مان را دادند، توانستیم یک پراید مدل 84 بخریم و چهارتایی، روی ماشین خودمان که مدل 1+84 بود و ماشین جدیدی که مدل 84 بود کار کنیم و خرج خانواده را دربیاوریم.

راستش من به خاطر حافظه قوی‌ام، خاطرات تلخ و شیرین زیادی را به یاد دارم. اما هیچ‌کدام به اندازه سال‌های 1+87 تا 92 برایم طاقت‌فرسا نبوده است.

عضویت در کانال تلگرام بی قانون آنلاین

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.