کد خبر: 3569 | تاریخ : ۱۳۹۷/۸/۶ - 22:12

دیدن دختر صددرصد دلخواه در صبح زیبای ماه آوریل- هاروکی موراکامی

به یک نفر می‌گویم: «دیروز در خیابان دختر صد درصد دلخواهم را دیدم. فقط از کنارش گذشتم. اون از سمت شرق به غرب می‌رفت و من از سمت غرب به شرق. صبح بهاری واقعا قشنگی بود.»ای کاش می‌توانستم با او حرف بزنم. فاصله‌مان از پنجاه قدم کمتر شده. چطور می‌توانم به او نزدیک شوم؟ چه باید بگویم؟«صبح به خیر خانم. می‌توانید نیم ساعتی از وقت‌تان را به من بدهید تا گفت‌وگوی کوتاهی باهم داشته باشیم؟»مضحک است. مثل ویزیتور شرکت بیمه به نظر می‌آیم.

«مرا ببخشید خانم، این طرف‌ها خشکشویی شبانه روزی نیست؟»نه این یکی هم همانقدر مضحک است. اصلا رخت چرک ندارم. چه کسی این حرف را باور می‌کند؟شاید صداقت از همه چیز بهتر باشد. می‌گویم: «صبح بخیر خانم. شما دختر صد درصد دلخواه من هستید».

نه اصلا این حرف را باور نمی‌کند. حتی اگر هم باور کند، ممکن است نخواهد با من صحبت کند. می‌گوید: «متاسفم، شاید من دختر صد درصد دلخواه شما باشم، اما شما مرد صد درصد دلخواه من نیستید».

شاید این را بگوید و اگر این وضع پیش بیاید حتما خرد می‌شوم و زخم این ضربه هرگز بهبود پیدا نمی‌کند. سی ودو سالم است و درچنین سنی از این اتفاق‌ها زیاد می‌افتد.

عضویت در کانال تلگرام بی قانون آنلاین

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.