کد خبر: 3556 | تاریخ : ۱۳۹۷/۷/۲۳ - 01:02

مرگ فروشنده - آرتور میلر

لیندا: برات ساندویچ درست می‌کنم.

ویلی: نه. تو برو بخواب، یک کمی شیر می‌خورم، زودی میام بالا، بچه‌ها هستن؟

لیندا: آره. همه‌شون خوابیدن، هپی امشب بیف رو با خودش برد پارتی.

ویلی : واقعا؟

لیندا : متوجه هستی که بوی ادکلن، خونه رو ورداشته.

ویلی: اره. متوجهم، آدم یک عمر زحمت می‌کشه تا یه خونه بخره، بعد از آون همه زحمت دقیقا زمانی که مالک خونه میشه، دیگه هیچکس نیست که توی اون خونه زندگی کنه.

لیندا : نگران نباش... زندگی همیشه از هم می‌پاشه، همیشه اینجوری بوده.

 

عضویت در کانال تلگرام بی قانون آنلاین

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.