کد خبر: 3555 | تاریخ : ۱۳۹۷/۷/۲۳ - 01:02

فصل دوازدهم - بیگ بنگ تئوری

شلدون: برات دو تا هات‌داگ خریدم.

امی: فکر کردم یکیش مال خودته!

شلدون: من؟ غذای یه بوفه خیابونی رو بخورم؟ دیوونه شدی؟ از کی تا حالا این آشغالارو خوردم من؟ همین که توی دستم گرفتم‌شون هم عجیبه!

امی: گرسنه‌م نیست!

شلدون: دارم تلاش می‌کنم شوهر خوبی برات باشم.

اینکه من همه کارها رو طبق لیست انجام میدم برای اینه که می‌خوام وظایفم رو به نحو احسن انجام بدم و اون روزی رو نبینم که از من ناامید شدی و با یه باربر توی یه لنگرگاه آشنا شدی و ازدواج‌مون خراب شده.

امی: یه باربر قوی هیکل لنگرگاه از کجا پیدا کنم بابا

شلدون: توی لنگرگاه دیگه. اسمش روشه!

امی: شلدون من نمی‌تونم با هیچ مردی بجز تو زندگی کنم.

شلدون: ممنون که اینو گفتی. چون دلم نمی‌خواد با مردی بجنگم که اینقدر شجاعه که می‌تونه به یه ماهی دست بزنه!

عضویت در کانال تلگرام بی قانون آنلاین

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.