کد خبر: 3503 | تاریخ : ۱۳۹۷/۶/۴ - 00:20

صبحانه در تیفانی - بلیک ادواردز

پائول و هالی با جیبِ خالی به مرکز جواهر تیفانی آمده‌اند.

جواهرفروش: می‌تونم کمک‌تون کنم؟

مرد: شاید... من دنبال یه هدیه برای این خانم هستم.

جواهرفروش: خب چیز خاصی مد نظرتونه؟

مرد: اولش الماس می‌خواستیم ولی خانم معتقدن که الماس واسه‌شون مناسب نیست!

زن: به نظرم برای یه زنِ بالای چهل سال، الماس خیلی هدیه‌ خوبیه ولی برای من نه! متوجه هستید که؟

جواهرفروش: بله بله...

مرد: ما یه مشکل دیگه هم داریم. یه مقدار محدودیت مالی داریم!

جواهرفروش: می‌تونم بپرسم چقدر می‌تونید خرج کنید؟

مرد: حدود ده دلار! شما چیزی توی این رنج قیمت دارید؟

جواهرفروش: فقط ده دلار؟ نمی‌خوام ناامیدتون کنم ولی..... بذارید یه کم بگردم... اومممم.... آها این یه سوزنه که در واقع شماره‌گیر تلفنه و از جنس نقره‌اس. میشه هفت دلار با مالیات بر ارزش افزوده!

مرد: قیمتش که معرکه‌اس، ولی ما دنبال چیز رمانتیک‌تری هستیم.

عضویت در کانال تلگرام بی قانون آنلاین

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.