کد خبر: 3426 | تاریخ : ۱۳۹۷/۴/۲۶ - 01:34

Indecent Proposal - Adrian Lyne

دیانا: من باید برم

جان: یادم میاد وقتی جوون بودم، از جایی برمی‌گشتم، سینما یا یه چیز دیگه. تو مترو بودم و یک دختر روبه‌روی من نشسته بود... اون دختر خوشگل‌ترین کسی بود که به عمرم دیدم. وقتی اون به من نگاه می‌کرد، خجالتی می‌شدم و نگاهم رو می‌دزدیدم، بعدش من به اون نگاه می‌کردم و اون نگاهش رو می‌دزدید. به جایی که باید پیاده می‌شدم رسیدم.. پیاده شدم، درها بسته شدن. همین که قطار راه افتاد، مستقیم تو چشمام زل زد و عجیب‌ترین لبخند رو به من زد. معرکه بود، می‌خواستم درا رو بشکنم و بازشون کنم. دو هفته هر شب برمی‌گشتم، همون موقع همون جا. ولی دیگه ندیدمش..

این مال 30 سال پیش بود و فکر نمی‌کنم که روزی بیاد که به اون فکر نکنم. نمیخوام این اتفاق دوباره برام بیفته..

فقط یک اشتباه... .

عضویت در کانال تلگرام بی قانون آنلاین

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.