کد خبر: 3074 | تاریخ : ۱۳۹۷/۲/۶ - 18:07

عمه سروش

با بهاران می‌رسد آن مهرْبان؛ عمه سروش

پشت هر دیوار دارد عمه‌ی ما چشم و گوش

با صمیمیت، مداوم محرم رازت شود

پندهایش می‌بَرد از سر به کلی عقل و هوش

گر بپرسی ای فلانی پوششت امشب چه بود

می‌زند او در دهانت گویدت: جاهل! خموش!

گر بپرسی از قرار روز بعدی، گویدت

نسبتت با او چه باشد بی سر و پای چموش

گر نداری پوشش خوبی به بغضی عمه‌وار

گویدت سرد است پاشو رخت و جورابی بپوش

عمه‌جان از شدت وسواس و نظمش می‌کند

موی افشانِ پروفایل تو را قطعا رتوش

گر سر و گوشت بجنبد، خود به خود نام تو را

می‌کند بهر همه، گندم‌نمای جو فروش

عمه‌جان بسیار حساس و دقیق و عاقل است

گاه با ایراد و گافش می‌رود خب آبروش

لیک این از سادگی و قلب پاک عمه است

لعن و نفرین بر تلگرام بد و آدم‌فروش...!

عضویت در کانال تلگرام بی قانون آنلاین

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.