کد خبر: 2846 | تاریخ : ۱۳۹۶/۱۲/۱۰ - 21:45

کمدیالوگ-فرندز

راس بین جمع در حال صحبت درباره شغلش است: برای همین من به کارل گفتم هیچی مهم‌تر از این نیست که والدین مشهورش اجازه دادن از یه دایناسور ببره. البته توی گوشش نمی‌رفت که...

دوربین سمت ریچل می‌رود و صدای ذهنش را می‌شنویم: عاشق اینم که این‌قدر این چیزا براش مهمه... اگه با چشم‌های تنگ‌شده نگاهش کنم (همین کار را می‌کند) میتونستم وانمود کنم آلن آلدائه حتی!

دوربین سمت مونیکا می‌رود و صدای ذهن او را می‌شنویم: ای بابا... بازم یه داستانِ دایناسوریِ دیگههه... بالاخره کِی منقرض میشن؟

صدای ذهنِ چندلر درحالی‌که ظاهرا به حرف‌های راس گوش می‌دهد: اگه من میتونستم یه سوپر قهرمان باشم هم پرواز می‌کردم و هم میتونستم نامريی شم، چی از این بهتر؟

صدای ذهن گانتر که دارد جلوی ریچل قهوه می‌گذارد: ریچل چی توی این مردک (راس) می‌بینه؟ من عاشق ریچلم... ای کاش همسرِ من بود!

جویی در ذهنش بی‌توجه به بقیه دارد آواز می‌خواند و بعد دوربین می‌رود روی فیبی و صدای ذهنش را می‌شنویم: کی داره آواز میخونه؟

 

 

فصل سوم

عضویت در کانال تلگرام بی قانون آنلاین

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.