کد خبر: 2532 | تاریخ : ۱۳۹۶/۱۰/۸ - 22:25

دکترت رو قورت بده

 از اولشم تقصیر خودم بود. خودم با پای خودم رفتم اونجا، می‌خواستم بدونم دکترای تغذیه هم چاقن؟ مثل چشم پزشکا که عینکی‌‌ان یا متخصصای پوست و مو که کچلن. از روي کنجکاوی رفتم وقت گرفتم و با خودم گفتم میرم نهایتش تو دلم بهش می‌خندم و با یه پوزخند بهش می‌فهمونم که بشین تا من رژیم بگیرم. ولی چشمم به چشمای خانم دکتر که افتاد ورق برگشت، انگار فرشته‌ای بود که از آسمون فرستاده شده بود برای من (البته خب بعدا موقعی که شکمم صدای شکستن دیوار صوتی توسط جنگنده‌های ارتش روسیه رو می‌داد فهمیدم فرشته‌ عذاب بوده) ولی اون روز و تحت تاثیر اولین نگاه بی‌اختیار از اول همه چیزو بهش گفتم. از اینکه رو شکلات تلخ، شکر می‌پاشم تا توضیح این نکته آشپزی که اگر  نون‌خامه‌ای رو بذاری لای بربری خوشمزه‌تر میشه و سیر هم می‌کنه و اصرار به خانم دکتر که یه لقمه تو کیفم دارم یالا بیا امتحان کن. دکتر همه حرفام رو با حوصله گوش داد، بعد پرسید که حساسیت غذایی خاصی دارم؟ گفتم خیلی چیزا، کیک که می‌بینم اشک شوقم جاری میشه، پیتزا که می‌بینم ترشح بزاقم بیشتر میشه، سالاد بدون سس بخورم کهیر میزنم، ولی مهم‌ترین حساسیت غذایی‌ام اینه که کلا وقتی غذا می‌بینم اسید معده‌ام ترشح میشه وگشنه‌ام میشه. گفت باشه تمام این حساسیت ها قابل درمانه، فقط از امروز نصف قاشق پلو کمتر بخور. گفتم فقط همین؟ گفت آره عزیزم! فعلا تا جلسه بعد فقط همین. جلسه بعد خوشحال و خندان رفتم و گفتم ماموریت انجام شد. گفت دیدی کاری نداشت؟ حالا از این به بعد اینایی که میگم بخور:
روزی دو وعده سالاد بدون سس، یک واحد میوه (انتخابی بین خیار و پیاز)، نصف سفیده تخم بلدرچین آبپز، ماهی پخته شده که لای جوراب زنانه لهش میکنی تا روغنش خوب گرفته بشه، غیر از اینا بخوری تا یه هفته دیگه میترکی، تکرار می‌کنم: غیر از اینا، میترکی!
اینا آخرین جملاتی بود که یادم میاد، بعدش تصویر لکه‌های خون پاشیده رو دیوار و قاب شکسته‌ پروانه طبابتی که تو دستم بود. آقای قاضی من بی‌گناهم، من فقط از جون خودم دفاع کردم، همین!

 
عضویت در کانال تلگرام بی قانون آنلاین

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسالی، پس از تایید مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشند منتشر نخواهد شد.